|
|
|
|
|
کاش می شد قلب ها آباد بود
کینه و غم ها به دست باد بود کاش میشد دل فراموشی نداشت نم نم باران هم آغوشی نداشت کاش می شد کاش های زندگی گم شوند پشت نقاب بندگی کاش میشد کاش ها مهمان شوند در میان غصه ها پنهان شوند کاش میشد آسمان غمگین نبود رد پای قهر و کین رنگین نبود کاش می شد روی خط زندگی با تو باشم تا کمال سادگی
|
||
|
+
نوشته شده در جمعه 25 آبان1386ساعت 22:15 توسط بیتا
|
|
||
|
|
|
|
|
دلم از نرگس بیمار تو بیمار تر است
چاره کن درد کسی کز همه ناچارتر است من بدین طالع برگشته چه خواهم کردن که ز مژگان سیاه تو نگون سار تر است گر تواش وعده ی دیدار ندادی امشب پس چرا دیده ی من از همه بیدارتر است هر گرفتار که در بند تو می نالد زار می برد حسرت صیدی که گرفتارتر است
عقل پرسید که دشوارتر از مردن چیست؟ عشق فرمود فراق از همه دشوارتر است
|
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه 22 آبان1386ساعت 19:14 توسط بیتا
|
|
||
|
|
|
|
|
آری آغاز دوست داشتن است
گرچه پایان راز ناپیداست من دگر به پایان نمی اندیشم همین دوست داشتن زیباست |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه 17 آبان1386ساعت 19:31 توسط بیتا
|
|
||